حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

171

تاريخ قم ( فارسي )

رسول در سهم او و سهم ذى القربى خلاف كرده‌اند بعضى گفته‌اند كه سهم ذى القربى از آن قرابت رسول صلوات الله عليه است پس از او از آن خليفه است پس اتفاق كردند و راى ايشان يكى شد كه اين هر دو سهم در خيل و عدّه و ساز لشكر در راه خدا و مصلحت مسلمانان صرف كنند و در ايام ابو بكر و پس از او اين دو سهم در خيل و مصلحت مسلمانان خرج ميكردند و صرف مينمودند ، و اما مال صدقات كه آن زكات است مستحقان آن هشت صنفند كه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد ياد كرده است آنجا كه ميفرمايد : * ( إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكِينِ وَالْعامِلِينَ عَلَيْها وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفي الرِّقابِ وَالْغارِمِينَ وَفي سَبِيلِ الله وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً من الله وَالله عَلِيمٌ حَكِيمٌ 9 : 60 ) * ، ميفرمايد كه مال صدقات از آن فقرا و مساكين است و از آنهايى كه مال صدقه را جمع كنند و در آن سعى نمايند و از آن جمعى كه نه اهل اسلام باشند فامّا بسبب عطيّه مدد مسلمانان نمايند در كارزار كردن با كافران حربى و بندگانى كه در دست خواجگان خود در زحمت باشند و جمعى كه قروض بسيار بر ذمت ايشان باشد و از گزاردن آن عاجز باشند به شرط آنك در ملاهى و مناهى صرف ننموده باشند و سبيل الله مثل مدرسه و خانقاه و مساجد و پل و رباط و غير آن و ره گذرى كه از شهر و منزل خود دور باشد و فقير بنزديك لغت كسى بود كه قوتى بكوشش و جهد تمام حاصل كند و او را كافى بود و زياده بر آن نبوده و درين سخن احتجاج بقول راعى مىكند ، شعر امَّا الْفَقِيرُ الَّذِى كَانَتْ حَلُوبَتُه * وِفْقَ الْعَيَالِ فَلَمْ يُتْرَكْ لَه سَبَدُ و مسكين هم بنزديك لغت كسى بود كه او را قوت نبود و شافعى ميگويد كه مسكين غير از اينست كه اهل لغت حدّ آن گفته‌اند تمسّك بقول خداى عزّ و جلّ كه ميفرمايد : * ( أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ 18 : 79 ) * آن جمعى كه خداوند كشتى بودند حقّ سبحانه و تعالى ايشان را مساكين خواند پس مسكين كسى بود كه به قدر او را چيزى بود نه آنك او را هيچ نبود و در سهم مؤلَّفة القلوب خلاف كرده‌اند قومى ميگويند كه درين وقت سهم ايشان نيست زيرا كه اسلام و اهل اسلام قوّت گرفته‌اند و سهم ايشان